آنچه تعیین میکند یک تیرآهن تا چه حد میتواند بدون تغییر شکل یا شکست بار را تحمل کند، مقاومت و ظرفیت باربری آن است. این مقاومت معمولاً به دو شکل بروز میکند: مقاومت خمشی (در برابر خمش ناشی از وزن و نیروهای عمودی) و مقاومت فشاری یا کششی (در اثر نیروهای محوری). برای آشنایی با نحوه محاسبه باربری تیرآهن و میزان تحمل آنها در برابر فشار و تنش با ما همراه باشید.
در واقع هر تیرآهن تا حد مشخصی میتواند تحت بار خم شود و به نقطهای برسد که به آن حداکثر لنگر قابل تحمل میگویند. اگر این مقدار از حد مجاز بیشتر شود، در ابتدا تغییر شکل دائمی (تسلیم فولاد) و در نهایت شکست اتفاق میافتد. بنابراین شناخت دقیق ظرفیت خمشی و نحوه محاسبهی آن برای طراحی و اجرای ایمن سازهها حیاتی است.

در این صفحه، ابتدا گامبهگام با مفاهیم پایهی مقاومت تیرآهن، لنگر خمشی، محور خنثی و ممان اینرسی آشنا میشویم. در بخش بعدی، به نحوه محاسبه این اعداد (با توضیح منطق محاسبه و استفاده از مثال عددی ساده) میپردازیم. در نهایت، جدولهای حاوی اطلاعات انواع ظرفیت و میزان مقاومت برای سایزهای کاربردی تیرآهن آمده است. برای دسترسی سریع به جدول از دکمههای بالای این متن استفاده کنید.
تفاوت مقاومت و باربری تیرآهن
گاهی واژههای «مقاومت» و «باربری» بهجای هم استفاده میشوند، اما تفاوت ظریفی دارند:
- مقاومت تیرآهن یعنی میزان تنشی (فشار یا کشش) که فولاد میتواند قبل از تغییر شکل دائمی تحمل کند.
- باربری تیرآهن یعنی ظرفیت کلی آن برای تحمل نیروها در یک شرایط خاص، که از ترکیب مقاومت، شکل مقطع و شرایط نصب بهدست میآید.
به بیان ساده، مقاومت ویژگی ذاتی فولاد است، اما باربری نتیجهی مقاومت + طراحی صحیح است.
انواع باربری در تیرآهنها
هر تیرآهن ممکن است تحت چند نوع نیرو قرار گیرد، اما دو نوع اصلی از نظر سازهای مهمترند:
1. باربری خمشی (به انگلیسی: Bending Capacity)
مهمترین نوع باربری در تیرآهن است. وقتی تیر روی دو تکیهگاه قرار دارد و وزن سقف یا دیوار روی آن اعمال میشود، تیر خم میشود. در این حالت:
- بال بالایی تحت فشار قرار میگیرد.
- بال پایینی در کشش قرار دارد.
- خطی در وسط تیر وجود دارد که نه تحت فشار است نه کشش؛ به آن محور خنثی میگویند.
توانایی تیر در مقابله با این خمش، یعنی مقاومت خمشی، و حداکثر مقدار باری که قبل از تسلیم فولاد میتواند تحمل کند، همان ظرفیت خمشی یا حداکثر لنگر قابل تحمل است.
در اغلب سازههای ساختمانی، تیرآهنها بیشتر در حالت خمش کار میکنند تا فشار یا کشش، بنابراین ظرفیت خمشی معیار اصلی طراحی محسوب میشود.
2. باربری فشاری (Compressive or Axial Capacity)
در برخی سازهها (مثل ستونهای فولادی یا تیرهای سراسری که بخشی از آنها تحت فشار قرار میگیرد)، تیرآهن باید نیروی محوری یا فشاری را نیز تحمل کند.
اگر نیروی فشاری زیاد شود، خطر کمانش یا تغییر شکل جانبی وجود دارد که ظرفیت واقعی تیر را کاهش میدهد.
آشنایی با پارامترهای کلیدی باربری تیرآهن
برای اینکه بدانیم یک تیر چقدر بار را میتواند تحمل کند و یا برای اینکه بتوانیم به شیوه صحیح دادههای مورد نیازمان را از جدول مقاومت تیرآهن استخراج کنیم، باید چند پارامتر کلیدی را بشناسیم:
- ممان اینرسی (I):
شاخص هندسیای که نشان میدهد شکل تیر (مظور شکل مقطع است) در برابر خمش چقدر مقاوم است.
هرچه ممان اینرسی بزرگتر باشد، تیر دیرتر خم میشود.
مثال ساده برای درک بهتر: اگر یک خط کش از روی پهلو (I شکل) روی لبه میز گذاشته شود، به سختی میتوان آن را خم کرد. در واقع، با این شکل مقطع خاص ممان اینرسی بزرگی دارد. - مدول مقطع (S):
نسبت ممان اینرسی به فاصلهی فیبر دورترین نقطه تا محور خنثی که شاخصی برای سنجش ظرفیت خمشی تیر و حداکثر لنگر قابل تحمل است. عدد آن از تقسیم ممان اینرسی بر فاصله دورترین فیبر بدست میِآید پس فرمول آن به این شکل است: S=I/c - تنش مجاز فولاد (σ):
مقدار فشاری یا کششی که فولاد قبل از تغییر شکل دائمی میتواند تحمل کند.
برای فولاد ساختمانی معمولی حدود 1600 kg/cm² در نظر گرفته میشود.
با داشتن این سه مقدار، حداکثر لنگر قابل تحمل تیرآهن از رابطهی زیر بهدست میآید:
S × σ = M (max)
در حقیقت این M (max) همان ظرفیت خمشی تیر است.
مثال ساده برای درک مفهوم باربری تیرآهن
فرض کنید تیرآهن IPE20 در سقفی به طول ۴ متر استفاده شده است. طبق جدولی که در ادامه قرار دادهایم، مدول مقطع آن 202 سانتیمتر مکعب و تنش مجاز فولاد آن 1600 kg/cm² است. بنابراین طبق فرمول بالا:
202 × 1600 = (kg.cm) 323200
یعنی این تیر میتواند تا قبل از تسلیم فولاد، حدود ۳٫۲ تنمتر لنگر خمشی را تحمل کند. (توضیح لنگر خمشی: نیرویی که باعث میشود تیر حول یک نقطه خم بشود. هر چقدر نیرو بزرگتر یا بازوی آن نیرو بلندتر باشد، لنگر خمشی بیشتر است.)
جمع بندی بخش مفاهیم
باربری تیرآهن مفهومی ساده اما بنیادین در مهندسی سازه است.
هرچه مقطع تیرآهن بزرگتر، ممان اینرسی بیشتر و فولاد مقاومتر باشد، ظرفیت آن برای تحمل بار هم بالاتر میرود.
در بخشهای بعدی، با نحوهی محاسبهی دقیقتر ظرفیت خمشی تیرآهن، بررسی رابطهی طول دهانه با میزان بار مجاز، و در نهایت استفاده از اطلاعات جدول اشتال برای مقایسهی انواع تیرآهنها آشنا میشویم.
نحوه دقیقتر محاسبه ظرفیت خمشی تیرآهن
تا اینجا گفتیم که ظرفیت خمشی تیرآهن را میتوان با فرمول ساده S × σ = M (max) بهدست آورد.
اما در عمل، مهندسان سازه فقط با این فرمول سر و کار ندارند چون تیرها در دنیای واقعی همیشه در شرایط ایدهآل نیستند.
چرا فرمول ساده ظرفیت تیرآهن کافی نیست؟
در محاسبهی واقعی، عوامل زیادی روی ظرفیت خمشی تأثیر میگذارند؛ مثل:
- تیر ممکن است بهجای دو تکیهگاه، در چند نقطه مهار شده باشد.
- ممکن است بار بهصورت یکنواخت پخش نشده باشد.
- ممکن است تیر خیلی بلند باشد و وسطش تاب بردارد (پدیدهای به نام کمانش جانبی).
- یا حتی فولاد مورد استفاده از نوع استاندارد نباشد.
پس برای اینکه تیر در عمل ایمن، بادوام و بدون خمش زیاد کار کند، باید چند ملاحظهی مهم را در نظر گرفت.
ملاحظات اصلی در محاسبه دقیقتر ظرفیت باربری تیرآهن
1. طول دهانه (L)
هرچه تیر بلندتر باشد، احتمال خمش وسط تیر بیشتر میشود.
به همین دلیل دو تیرآهن با مقاومت یکسان ولی طول متفاوت، ظرفیت خمشی متفاوتی دارند.
در طراحی واقعی، از رابطهی زیر برای محاسبهی لنگر خمشی واقعی تیر استفاده میشود:
M واقعی = 8/ W × L2
که در آن:
- w: بار وارد بر هر متر تیر است (کیلوگرم بر متر)
- L: طول دهانه تیر است (متر)
همانطور که مشاهده میشود، لنگر با مربع طول دهانه رابطه دارد. یعنی اگر طول تیر دو برابر شود، خمش آن چهار برابر میشود!
مقایسه مقدار M واقعی و M مجاز، میتوان فهمید تیر انتخابی مناسب است یا خیر.
2. نوع بار وارد بر تیر
اگر بار بهصورت متمرکز (مثلاً یک دیوار یا ستون روی تیر قرار بگیرد) وارد شود، لنگر خمشی در آن نقطه خیلی بیشتر از حالتی است که بار بهصورت یکنواخت پخش شده باشد.
بنابراین در محاسبات باید نوع بارگذاری هم مشخص شود.
3. مهار جانبی تیر
تیرهایی که از دو طرف با دیوار یا سقف مهار میشوند، در برابر خمش مقاومترند.
اما اگر تیر آزاد باشد (مثلاً در سقف سولهها)، ممکن است در اثر خمش جانبی، دچار پیچش و کاهش ظرفیت خمشی شود.
به این پدیده کمانش جانبی پیچشی میگویند.
به طور خلاصه و ساده: اگر تیر آزاد است، اثر خمش جانبی را هم در نظر بگیریم.
رابطهی طول دهانه و نوع مقطع با ظرفیت باربری تیرآهن
یکی از مهمترین نکاتی که در انتخاب تیرآهن باید به آن دقت کنیم، تناسب بین طول دهانه و نوع تیرآهن است.
گاهی تیرآهنی با مقاومت بالا انتخاب میشود، اما چون دهانه زیاد است یا بار بهدرستی پخش نشده، تیر در وسط خم میشود.
از طرف دیگر، ممکن است تیر کوتاه باشد ولی از تیرآهن سنگینی استفاده شود که فقط باعث افزایش هزینه میشود.
پس هدف این است که ظرفیت تیرآهن دقیقاً متناسب با طول دهانه و میزان بار انتخاب شود.

هرچه دهانه (فاصله بین دو تکیهگاه تیر) بیشتر شود، لنگر خمشی و خمش وسط تیر افزایش پیدا میکند. به زبان ساده، تیر بلندتر سختتر میتواند وزن خود و بار اضافی را تحمل کند.
تأثیر نوع و سایز تیرآهن بر مقاومت خمشی
شکل و ابعاد مقطع تیرآهن نقش مستقیم در ظرفیت خمشی و ممان اینرسی دارد. هرچه تیرآهن ارتفاع بیشتری داشته باشد، فاصلهی بین بالها بیشتر شده و مقاومت آن در برابر خمش افزایش مییابد.
مثال انتخاب تیرآهن مناسب برای دهانه 4 متری با بار مشخص
فرض کنید میخواهیم برای دهانهای به طول ۴ متر، تیرآهن انتخاب کنیم. بار کل وارد بر تیر را حدود ۱۰۰۰ کیلوگرم در متر در نظر میگیریم.
طبق فرمول لنگر خمشی واقعی:
200000 (kg.cm) = 2000 (kg.m) = 8/ 1000 × 42
پس حداقل به 200000 کیلوگرم سانتیمتر نیاز است. حال دو محصول تیرآهن 16 و تیرآهن 20 را در نظر میگیریم. طبق جداولی که در ادامه قرار دادهآیم، با استفاده از اعداد گزارش شده برای مدول هر سایز و با فرض تنش مجاز 1600 برای فولاد ST37، حداکثر M مجاز آنها محاسبه میشود:
- IPE20: 1600×202=323200 kg.cm
- IPE16: 1600×117=187200 kg.cm
در نتیجه، IPE16 نمیتواند این بار را بهصورت ایمن تحمل کند (چون حداکثر M مجاز آن کمتر از عددی که حساب کردیم است)، ولی IPE20 برای این دهانه و بار کافی و مناسب است.
برای اطلاعات بیشتر در مورد تناسب دهانهها و انتخاب سایز مناسب تیرآهن، میتوانید مقاله حداکثر طول تیرآهن در سقف را مطالعه نمایید.
جدول تحمل باربری تیرآهن
دو نوع جدول وجود دارد. اولین جدول، جدول رسمی سازمان استاندارد ملی ایران است که تیرآهنهای ایرانی طبق این جدول تولید میشوند.

جدول بعدی، جدول استاندارد آلمانی اشتال است که اعتبار بین المللی دارد. این جدول را در قسمت زیر قرار دادهایم.
| سایز IPE | h (mm) | b (mm) | s (mm) | t (mm) | r (mm) | c (mm) | h-2c (mm) | A (cm2) | G (kg/m) | Jx (cm4) | Wx (cm3) | ix (cm) | Jy (cm4) | Wy (cm3) | iy (cm) | rT (mm) |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 80 | 80 | 46 | 3.8 | 5.2 | 5 | 10.2 | 59 | 7.64 | 6 | 80.1 | 20 | 3.24 | 8.49 | 3.69 | 1.05 | 12.2 |
| 100 | 100 | 55 | 4.1 | 5.7 | 7 | 12.7 | 74 | 10.3 | 8.1 | 171 | 34 | 4.07 | 15.9 | 5.79 | 1.24 | 14.6 |
| 120 | 120 | 64 | 4.4 | 6.3 | 7 | 13.3 | 93 | 13.2 | 10.4 | 318 | 53 | 4.9 | 27.7 | 8.65 | 1.45 | 16.9 |
| 140 | 140 | 73 | 4.7 | 6.9 | 7 | 13.9 | 112 | 16.4 | 12.9 | 541 | 77.3 | 5.74 | 44.9 | 12.3 | 1.65 | 19.3 |
| 160 | 160 | 82 | 5 | 7.4 | 9 | 16.4 | 127 | 20.1 | 15.8 | 869 | 109 | 6.58 | 68.3 | 16.7 | 1.84 | 21.7 |
| 180 | 180 | 91 | 5.3 | 8 | 9 | 17 | 146 | 23.9 | 18.8 | 1320 | 146 | 7.42 | 101 | 22.2 | 2.06 | 24 |
| 200 | 200 | 100 | 5.6 | 8.5 | 12 | 20.5 | 159 | 28.5 | 22.4 | 1940 | 194 | 8.26 | 142 | 28.5 | 2.24 | 26.4 |
| 220 | 220 | 110 | 5.9 | 9.2 | 12 | 21.2 | 177 | 33.4 | 26.2 | 2770 | 252 | 9.11 | 205 | 37.3 | 2.48 | 29.1 |
| 240 | 240 | 120 | 6.2 | 9.8 | 15 | 24.8 | 190 | 39.1 | 30.7 | 3890 | 324 | 9.97 | 284 | 47.3 | 2.6 | 31.8 |
| 270 | 270 | 135 | 6.6 | 10.2 | 15 | 25.2 | 219 | 45.9 | 36.1 | 5790 | 429 | 11.2 | 420 | 62.2 | 3.02 | 35.6 |
| 300 | 300 | 150 | 7.1 | 10.7 | 15 | 25.7 | 248 | 53.8 | 42.2 | 8360 | 557 | 12.5 | 604 | 80.5 | 3.35 | 39.5 |
| 330 | 330 | 160 | 7.5 | 11.5 | 18 | 29.5 | 271 | 62.6 | 49.1 | 11770 | 713 | 13.7 | 788 | 98.5 | 3.55 | 42.1 |
| 360 | 360 | 170 | 8 | 12.7 | 18 | 30.7 | 298 | 72.7 | 57.1 | 16270 | 904 | 15 | 1040 | 123 | 3.79 | 44.7 |
| 400 | 400 | 180 | 8.6 | 13.5 | 21 | 34.5 | 331 | 84.5 | 66.3 | 23130 | 1160 | 16.5 | 1320 | 146 | 3.95 | 47.1 |
| 450 | 450 | 190 | 9.4 | 14.6 | 21 | 35.6 | 378 | 98.8 | 77.6 | 33740 | 1500 | 18.5 | 1680 | 176 | 4.12 | 49.4 |
| 500 | 500 | 200 | 10.2 | 16 | 21 | 37 | 426 | 116 | 90.7 | 48200 | 1930 | 20.4 | 2140 | 214 | 4.31 | 51.8 |
| 550 | 550 | 210 | 11.1 | 17.2 | 24 | 41.2 | 467 | 134 | 106 | 67120 | 2440 | 22.3 | 2670 | 254 | 4.45 | 54 |
| 600 | 600 | 220 | 12 | 19 | 24 | 43 | 514 | 156 | 122 | 92080 | 3070 | 24.3 | 3390 | 308 | 4.66 | 56.5 |
برای اطلاعات بیشتر در مورد سایر استانداردها و راهنمای پارامترهای به کار رفته در یان جدول به صفحه جدول اشتال تیرآهن مراجعه نمایید.
سخن آخر: ظرفیت باربری تیرآهن را جدی بگیرید
به هیچ عنوان بدون داشتن تخصص کافی، حتی با اطلاعات کامل این صفحه با نظر شخصی خود اقدام به خرید تیرآهن نکنید. مطالب این پست فقط برای آشنایی شما با نحوه محاسبه تحمل تیرآهن است و نظر نهایی همواره با مهندس پروژه است.
برای خرید تیرآهن با تضمین اصالت و کیفیت کالا، میتوانید در صفحه قیمت تیرآهن، قیمت انواع برند را مقایسه کرده و در نهایت از طریق شماره تلفنهای قرار داده شده با کارشناس فروش ما در ارتباط باشید.